أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

38

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

آنچه پروردگار وعده فرموده است درست است شما يافتيد عمر گفت يا رسول الله چه بگويند جسدى چند كه روحها در وى نيست حضرت رسول صلى الله عليه و سلم فرمود به آن خدائى كه جان من بدست اوست كه شما شنواتر نيستيد از آن كسان كه من ميگويم ايشان را پس چون كافران شنوندگانند مرانچه ايشان را ميگويند اولىتر « 121 » از آن‌كه مؤمنان و موحدان و پاكدينان واقف باشند و فرمان‌بران « 122 » امر خداى و رسول صلى الله عليه و آله و سلم و ايمان‌آورندگان بمرگ و آنچه از پس مرگ است اولى كه صاحب وقوف باشند بر احوال زايران و شنوا باشند دعاهاى مخاطبان را اللهم اغفر لهم « 123 » . حضرت قطب الاولياء شيخ شهاب الدين سهروردى در كتاب معتقد آورده است كه بنده بايد اعتقاد كند كه مرده پس از مرگ هرچه نزد او ميگويند ميشنود و با ميت چنان گويند كه در حال زندگى « 124 » و در خبر است « 125 » كه لطف و رفق با ميت كردن در حالت غسل و عنف نانمودن از آنچه مباشر كالبد مرده شده است

--> ( 121 ) - جها : شنوندگانند اولىتر . ( 122 ) - مد : تعظيم‌كنندگان . ( 123 ) - نظر باينكه روايت بخارى نامفهوم و احيانا مغلوط ترجمه شده است عين عبارت شد الازار نقل مىشود : روى البخارى عن ابى طلحه رضى الله عنه ان رسول الله صلى الله عليه و سلم امر يوم بدر باربعة و عشرين رجلا من صناديد قريش فقذفوا فى طوى من اطواء بدر خبيث مخبث و كان ظهر على قوم اقام بالعرصه ثلاث ليال فلما كان ببدر اليوم الثالث امر براحلته فشد عليها رحلها ثم مشى و اتبعه اصحابه و قالوا ما نرى ينطلق الا لبعض حاجته حتى قام على شفة الركى فجعل يناديهم باسمائهم و اسماء ابائهم يا فلان بن فلان و يا فلان بن فلان ايسركم انكم اطعتم الله و سوله فانا قد وجدنا ما وعدنا ربنا حقا فهل وجدتم ما وعد ربكم حقا قال فقال عمر يا رسول الله ما تكلم من اجساد الارواح فيها فقال النبى صلى الله عليه و سلم و الذى نفس محمد بيده ما انتم باسمع لما اقول منهم ، فاذا كان الكفار سامعين لما ينادون فبالحرى ان يكون الموحدون المعظمون لامر الله و رسوله المؤمنون بالموت و ما بعده واقفين على حال الزائرين سامعين لدعوات المخاطبين . ( 124 ) - بين كلمه زندگى و در خبر است در نسخه مد آمده است : مترجم كتاب ميگويد و از لفظ حاوى مستفاد مىشود كه با ميت همچنان ميبايد كه در حالت حيات از نشستن و خاستن و گفتار و كردار و ادب و يحترم كهو مطلقا مجموع آداب نسبت زنده و مرده داخل و بىادبى خارج است . ( 125 ) - مد : آمده است .